مرتضى راوندى

28

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

من فرود آمده ايمان آورى ، چون پيامبر خدا هستم . . . » نجاشى پاسخ دوستانه‌اى داد و مناسبات حسنه بين دو حكومت برقرار ماند . دعوت خسروپرويز به اسلام سپس حضرت نامه‌اى براى خسروپرويز ، پادشاه ايران ، فرستاد : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . از رسول خدا به خسرو بزرگ ايران . درود بر كسى باد كه از راه راست و حق پيروى كند و به خدا و رسول او ايمان آورد و گواهى دهد كه خدايى جز خداى يگانه نيست و من پيامبر او به سوى همهء مردم هستم تا هر زنده‌اى را بيم و اميد دهم . پس ايمان بياور تا سالم بمانى و هرگاه نپذيرى گناه مجوس بر تو باد . » چون در اين نامه اسم پيغمبر مقدم بر نام خسرو درج شده بود ، خسرو در غضب شد و بدون اينكه نامه را بخواند پاره كرد و روى زمين ريخت و گفت : « اين غلام را ببينيد كه اسم خود را جلو اسم من مىنويسد . سپس فرمان داد حاكم يمن اين شخص ( پيغمبر ) را تحت الحفظ نزد او بفرستد ، ولى قبل از آنكه اين دستور اجرا شود ، خسرو به دست پسرش كشته شد « 41 » همچنين محمد ( ص ) نامه‌اى به مقوقس حاكم قبطيان فرستاد ، به اين شرح : « بسم اللّه الرحمن الرحيم : از رسول خدا محمد به مقوقس بزرگ قبطيان . درود بر آن كس كه پيرو راه راست بود . اما بعد ، من تو را به اسلام دعوت مىكنم . مسلمان شو تا سلامت بمانى . اسلام آور تا خداوند دو بار به تو پاداش دهد . قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ( بگو اى اهل كتاب ، بياييد به سوى كلمه‌اى كه بين ما و شما مشترك است تا نپرستيم مگر خداى را و چيزى را با او شريك قرار ندهيم و غير از خدا كسى بر ما حاكم و ارباب نباشد . » مقوقس گفت : « ما دينى داريم كه آن را از دست نمىدهيم مگر دين بهترى به دست آوريم . ) مخاطب گفت : « ما تو را به سوى دين خدا ، كه اسلام باشد ، دعوت مىكنيم . اين پيغمبر مردم را دعوت كرد ، اما قريش نسبت به او از همه سختتر و يهود ، دشمن‌تر بودند ، و از همه به او نزديكتر ، مسيحيان بودند . ما تو را از دين مسيح بازنمىداريم بلكه به تصديق آن امر مىكنيم . » مقوقس ضمن پاسخ محبت‌آميزى مقدارى پول طلا و پارچه‌هاى گرانبها و دو كنيز براى پيغمبر فرستاد . ناگفته نگذاريم كه بعضى از صاحبنظران راجع به اقدام حضرت به دعوت شاهان جهان به آيين اسلام « . . . ترديد دارند كه محمد خاصه در وقتى كه هنوز به فتح مكه نيز توفيق نيافته بود ، انديشهء نشر آيين خويش را در قلمرو ايران و روم و حبشه پرورده باشد . » « 42 » زندگى خصوصى و اجتماعى محمد ( ص ) پيشواى اسلام در مدينه بسادگى زندگى مىكرد . خانهء او با چوب و الياف درخت خرما ساخته شده بود . در خانه روى پوست گوسفند ، كه به زمين مىگستردند ، مىخوابيد . گاهى خرما تناول

--> ( 41 ) . نگاه كنيد به : ابو على بلعمى ، ترجمهء تاريخ طبرى ، به اهتمام دكتر جواد مشكور ، ص 235 . ( 42 ) . تاريخ ايران بعد از اسلام ، پيشين ، ص 304 .